آيلاآيلا، تا این لحظه: 16 سال و 16 روز سن داره

آیلا نازدونه مامان و بابا

سرماخوردگی و ماهگرد25

1391/8/23 11:33
نویسنده : مامانی
473 بازدید
اشتراک گذاری

من و بابایی برای کاری به یک مسافرت کوتاه مدت رفته بودیم در این مدت خانم خانما مهمان ماماما و عمه سارا بود . خدا رو شکر که اصلا بهانه ما رو نمی گرفت تازه از خداشم بود که پیش عمه سارا بود فقط روز دوم که با عمه سارا صحبت کردیم گفت آیلایی کمی تب داره بعد از یک ساعتی تماس گرفتند که تبش 5/38 درجه هست بالاخره قرار شد عمه سارا زحمت بکش تا آیلایی رو به مطب دکتر ببرند و گویا در آنجا هم گریه کرده بود (وقتی من ازش پرسیدم از عمو دکتر شکلات گرفتی گفت نه و تازه فیلش یاد هندوستان کرد ) عمو دکتر دارو تجویز کرده بود . فرداش ظهر که ما رسیدیم خانمی نسبتا سرحال بود ولی علایم بی حالی هنوز رو صورتش معلوم بود . متاسفانه چون خانم گلی کنار عمه سارا جون لالا کرده بود در نتیجه عمه سارا هم سرما خورده بود  .

ممنون از همه به خاطر تمام محبتهاتونماچ

با پوزش عمه سارا جون به دلیل عشق فراوان به شما دائم تو بغلتون بودم و شما هم سرما خوردین

از طرف آیلا بلاقلبماچ

* راستی در زمانی که ما به سفر رفته بودیم پرنسس ما وارد 25 ماهگی شد و من نتونتستم براش پیام بذارم با تاخیر  گلکم مبارکه تشویقتشویقماچقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (8)

مامان فرنيا
23 آبان 91 12:47
رسيدن بخير واقعا واستون دلتنگي نكرده بود؟ قبلا هم تنهايي پيش عمه جونش مانده بود؟
افرين به اين گل دختري فرنيا وقتي با باباش زودتر برن توي ماشين تا من برسم هزار بار سراغ منو ميگيره و باباش را كلافه ميكنه


نه فقط چند بار سراغمون رو گرفته بود نه تا حالا شبها پیش کسی نمونده بود
زهره مامان آریان
23 آبان 91 18:26
وای چطوری سه روز ازش دور شدین؟؟؟
دست عمه سارا درد نکنه که زحمتشو کشیده.



بله به اجبار ولی این دخملی من خیلی مستقله و عاشق عمه سارا
زهره مامان آریان
23 آبان 91 18:26
25 ماهگیت هم مبارک خوشکل خانوم


مرسی
زهره مامان آریان
23 آبان 91 18:27
پسر من هم مثله همیشه بازم مریضهخدا کنه هردوشون زودتر خوب بشن


ان شا اله
خاله اسی
24 آبان 91 10:12
آخی خاله ...اخه چرا سرما خوردی؟؟دست عمه سارای مهربون درد نکنه ولی بهش حسودیم شد که سه روز پیش فندق خانوم بوده ..منم میخوام..اتفاقا خیلی عالیه که دختر ما مستقل هست...اصلا شکل خاله شه دیگه..مامانی از سفر خسته نباشی و ایشالا همه حالشون بهتر بشه...


منتظریم زودی بیای خاله اسی تا پیش شما هم بمونم مرسی خاله اسی. دقیقا اون روز به بابایی می گفتم
مامان آرشیدا قند عسل
28 آبان 91 13:36
خدا بد نده گلی بانو امیدوارم زود زود خوب بشی ، 25 امین ماه زندگیت مبارکککککککککک عسلی ]خی طفلی عمه سارا


مرسی .
مامان آترین نفس
30 آبان 91 1:03
سلام ایلا جونم اگه خواستی به وب آترین منم سری بزن اونم مثل خودت ملوسه بعدش اگه دوست داشتی با هم رفیق شیم
مامان شهاب
2 آذر 91 9:46